تقدیم به پدران



مردی که خاکستری بود,مردی که عزم سفر داشت
ویرانتر از خاطراتم از خلوت من خبر داشت

مردی که یک عمر در راه, با باری از رنج دلخواه
با آرزویی که بر دل...شاید دلش بال و پر داشت

هر روز بر دوشهایش رنج مرا حمل می کرد
ازصبر و طاقت گمانم او بهره ای بیشتر داشت

مردی که خاکستری بود.مثل درختان کم برگ
عمری برای شکستن.در سینه خود تبر داشت

در آرزویی که شاید.فردای من بهتر از او
در آرزویی که شاید...در آرزویی ...اگر داشت...

مشق شبم را به روی این کیسه ها می نویسم
می گویم این مرد یک عمر از دوش ما بار برداشت

مشق شبم.علم و ثروت...ثروت ندارم ولی علم
علم وعمل ثروتم شد.آن آرزو که پدر داشت

نغمه مستشارنظامی



به من نگاه نکن.فکر درس و مشقت باش.
تو باید از پدرت باسواد تر باشی

بخوان عزیز دلم آرزوی من اینست
که از من و پدرانم تو شادتر باشی

به من نگاه نکن .فکر درس و مشقت باش
بخوان بلند برایم کتابهایت را
تو نسل تازه ای و فکر تازه ای داری
هزار پرسشی و من جوابهایت را...

جواب من به تو این است من کنار توام
مباد فکر من و دوش خسته ام باشی
مباد غصه من دلشکسته ات بکند
مباد درقفسم.بال بسته ام باشی

تو بال های بلندی تو اوج پروازی
بپر عقاب قشنگم به کوه های بلند
به من نگاه نکن.دل غمین مشو...خوبم
به فکر بال و پرت باش و شادمانه بخند

نغمه مستشار نظامی

/ 0 نظر / 42 بازدید