يك جرعه غزل
می برم این روزها نام ترا آرام تر
تا بمانم در شمار عاشقان گمنام تر
نیستی فرصت برای درد دل کردن کم است
درد دل باشد برای دردهایی عام تر
درد اول دوری از آیینه و آیینگیست
درد دوم درد دلهایی ازین هم خام تر
کاش گاهی هم به ما سر می زدی هرچند نیست
در میان خستگان از قلب ما ناکام تر
خشک شد لبهای ما با چند ندبه می رسی؟
جان مولا ،ساقی از دست تو شد این جام تر؟!
زیر لب ذکر تو را هر روز و هرشب گفته ام
گفته ای :آرامتر،آرامتر،آرامتر!
کاسه شعر مرا از دست عشق انداختی
تکه ای را تر کن از سرچشمه الهام،تر!
می رسی و انتخابی سخت خواهی کرد،آه
بی گمان از عاشقانی بهتر و خوش نام تر
سهم ما... شوق حضور و آبروی انتظار
سهم عاشق های از گمنام هم گمنام تر!
نغمه مستشار نظامی/مرداد 90
بهار های شگفتی در راهند
فردا گلی می شکفد که بادها را پرپر می کند! (استاد قزوه)
بهاریه ای تقدیم به موعود مهربان
از بس که درد می کشی و دم نمی زنی
حتی خدا به صبر تو تبریک گفته است
مهتاب اگر هنوز درخشنده مانده است
نام تو را درین شب تاریک گفته است
نام تو را پرنده به گوش بهار خواند
صدها درخت پیر جوان شد جوانه زد
چتر اقاقیا به سر کوچه ها نشست
گیسوی باغ را نفس باد شانه زد
گیسوی شهر عطر تورا پخش میکند
بی شک عبور کرده ای از این کنارها
دلدادگان رفته کفن پاره می کنند
صوت سلام می شنوم از مزارها
این انتظار پشت زمین را شکسته است
آقا تو شانه های زمان را تکان بده
تنها به دست تو کمرش راست می شود
لطفی کن و دوباره خودت را نشان بده
این انتظار را به بهاری تمام کن
یا ذره ای به ما بده از آن صبوریت
بی تو نفس کشیدن و مردن بدون تو
تقدیرمان مباد که سخت است دوریت!
نغمه مستشارنظامی
کرج زمستان ۱۳۸۶
| Design By : Pichak |
