يك جرعه غزل
دل شکسته اگر باز هم دلی باشد
بگو چگونه نگهبان قابلی باشد
چگونه در خودش این راز را نگهدارد
چگونه باز درین خانه گلی باشد؟
چگونه آه! چه قدر آه منفجر نشود
درین صبوری و دوری چه حاصلی باشد؟
هنوز منتظرم مثل سنگ پشتی که
درون خانه به دنبال منزلی باشد
هنوز دربه درم موج موج طوفان را
به این امید که باشی...که ساحلی باشد
اگر تو چشم بدوزی به روی نیمه ماه
شبیه توست اگر ماه کاملی باشد
نغمه مستشار نظامی
چه جمله ای که مکان و زمان نمی خواهد
به هر زبان که بگویی ... زبان نمی خواهد!
چه جمله ایست که از تو برای اثباتش
به جز دو چشم دلیل و نشان نمی خواهد
چه جمله ایست که وقتی شنیدم از دهنت
دلم به جز دل تو همزبان نمی خواهد
ستاره ها همه دور مدارشان باشند
تو ماه من شده ای! کهکشان نمی خواهد!
تو ماه من،پر پرواز من شدی با تو
پر از پرنده شدن آسمان نمی خواهد
نگاه کن! قلمم مثل چشم تو شده است
برای گفتن حرفش دهان نمی خواهد!
حدیث ما همه در جمله ای خلاصه شده
که (دوستت دارم) داستان نمی خواهد!
که (دوستت دارم) یعنی که (دوستت دارم!)
که (دوستت دارم) امتحان نمی خواهد!!!
نغمه مستشار نظامی
هرگز نخواستم که بگویم تو را چقدر..
عاشق شدم!چه وقت!چگونه!چرا!چقدر!
هرگز نخواستم که بگویم نگاه تو ،
از ابتدای ساده این ماجرا چقدر-
من راشکست،ساخت،شکست و دوباره ساخت
من را چرا شکست،چرا ساخت یا چقدر!
هرگز نخواستم به تو عادت کنم ولی
عادت نبود،حسی از آن ابتدا چقدر-
مانند پیچکی که بپیچد به روح من-
ریشه دواند و سبز شد و ماند تا....چقدر-
تقدیر را به نفع تو تغییر می دهند
اینجا فرشته ها که بدانی خدا چقدر-
خوبست با تو،با همه بی وفاییت
قلبم گرفته است،نپرس از کجا،چقدر!
قلبم گرفته است سرم گیج می رود
هرگز نخواستم که بدانی تو را چقدر...
نغمه مستشار نظامی
برای راوک،صدایش و سکوتش!
سکوت می کنی اما خودت که می دانی،برای این زن عاشق صدای تو عشق است
صدای تو،کلمات و حروف،تک تک شان ،قسم به نام لطیف خدای تو عشق است
سکوت می کنی اما هنوز می شنوم ،صدای خنده گل را میان لبخندت
همین که گاه نگاهی به من کنی خوب است،هر آنچه واژه بریزم به پای تو (عشق) است
سکوت را بشکن واژه سپید صدا،تو را به حرمت آیینه پاس خواهم داشت
سکوت را بشکن با ترنم آواز،نوای روشن و دیر آشنای تو عشق است
بخوان به خاطر بغض شکسته قلبم،میان کوچه سرسبز باغهای کرج
اگر چه دورم از آن کوچه باغ ،ساحل هست،که در کنار تو و پابه پای تو عشق است!
بخوان که موج صدای تو را مرور کند،که گوشماهی ها تا ابد طنین باشند
هوای شرجی شبهای کیش می فهمد،برای این دل عاشق هوای توعشق است
سکوت را بشکن با نگاه پر شورت،سکوت درغزل چشم مست جایز نیست
نه... هیچ چیز نگو با نگاه می خوانم،سکوت حرف ندارد،برای تو عشق است
سکوت حرف بزرگی ست در زمانی که ،زمانه پر شده از حرفهای پوشالی
زبان به گفتن آن حرفها نمی چرخد،سکوت ساده و بی ادعای تو عشق است
سکوت کن که صدای بهار گل بدهد
سکوت می کنی
لبخند می زنم
پلک نزن،یک،دو،سه
زمانه عکاس خوبیست
حتی اگر پلک بزنی
چشمانت را باز نگه می دارد
برعکس عکسها
نغمه مستشار نظامی
آبانماه 90-جزیره کیش
هرگز به من نمی خورد این اتهامها
بی شک به دست باد شکستند جامها
وقتی که یک ستاره ندارم چه فایده
هرشب بجای ماه بیاید به بامها
قلب به خون تپیده ما را حلال کرد
می خواست اجتناب کند از حرامها
شعرم حرام شد که به پای تو ریختم
مانده است ننگ عشق برایم به نامها
این قهوه های تلخ کسی را نمی کشند
از بس که زهر ناب چشیدند کامها!
گفتند او هنوز به عشق (تو) مبتلاست!
اصلا به من نمی خورد این اتهامها!
5/5/90
نغمه مستشار نظامی
بهار های شگفتی در راهند
فردا گلی می شکفد که بادها را پرپر می کند! (استاد قزوه)
بهاریه ای تقدیم به موعود مهربان
از بس که درد می کشی و دم نمی زنی
حتی خدا به صبر تو تبریک گفته است
مهتاب اگر هنوز درخشنده مانده است
نام تو را درین شب تاریک گفته است
نام تو را پرنده به گوش بهار خواند
صدها درخت پیر جوان شد جوانه زد
چتر اقاقیا به سر کوچه ها نشست
گیسوی باغ را نفس باد شانه زد
گیسوی شهر عطر تورا پخش میکند
بی شک عبور کرده ای از این کنارها
دلدادگان رفته کفن پاره می کنند
صوت سلام می شنوم از مزارها
این انتظار پشت زمین را شکسته است
آقا تو شانه های زمان را تکان بده
تنها به دست تو کمرش راست می شود
لطفی کن و دوباره خودت را نشان بده
این انتظار را به بهاری تمام کن
یا ذره ای به ما بده از آن صبوریت
بی تو نفس کشیدن و مردن بدون تو
تقدیرمان مباد که سخت است دوریت!
نغمه مستشارنظامی
کرج زمستان ۱۳۸۶
| Design By : Pichak |
