يك جرعه غزل

برای راوک،صدایش و سکوتش!

 

سکوت می کنی اما خودت که می دانی،برای این زن عاشق صدای تو عشق است

صدای تو،کلمات و حروف،تک تک شان ،قسم به نام لطیف خدای تو عشق است

 

سکوت می کنی اما هنوز می شنوم ،صدای خنده گل را میان لبخندت

همین که گاه نگاهی به من کنی خوب است،هر آنچه واژه بریزم به پای تو (عشق) است

 

سکوت را بشکن واژه سپید صدا،تو را به حرمت آیینه پاس خواهم داشت

سکوت را بشکن با ترنم آواز،نوای روشن و دیر آشنای تو عشق است

 

بخوان به خاطر بغض شکسته قلبم،میان کوچه سرسبز باغهای کرج

اگر چه دورم از آن کوچه باغ ،ساحل هست،که در کنار تو و پابه پای تو عشق است!

 

بخوان که موج صدای تو را مرور کند،که گوشماهی ها تا ابد طنین باشند

هوای شرجی شبهای کیش می فهمد،برای این دل عاشق هوای توعشق است

 

سکوت را بشکن با نگاه پر شورت،سکوت درغزل چشم مست جایز نیست

نه... هیچ چیز نگو با نگاه می خوانم،سکوت حرف ندارد،برای تو عشق است

 

سکوت حرف بزرگی ست در زمانی که ،زمانه پر شده از حرفهای پوشالی

زبان به گفتن آن حرفها نمی چرخد،سکوت ساده و بی ادعای تو عشق است

 

سکوت کن که صدای بهار گل بدهد

 

سکوت می کنی

لبخند می زنم

پلک نزن،یک،دو،سه

زمانه عکاس خوبیست

حتی اگر پلک بزنی

چشمانت را باز نگه می دارد

برعکس عکسها

 

نغمه مستشار نظامی

آبانماه 90-جزیره کیش

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٥ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()


Design By : Pichak