يك جرعه غزل

آرامشم تو،فلسفه بودنم تویی

چشم و چراغ روز و شب روشنم تویی

زن بودنم به یمن تو تکمیل می شود

احساس مادرانه به نام زنم تویی

شادی تویی که اشک مرا پاک می کنی

لبخند اگر به زندگیم می زنم تویی

نُه ماه روی ماه تو را خواب دیده ام

ماهم تویی که آمدی ای دیدنم،تویی!

زیباترین عروسک دنیا برای من

از خون من،رگم،نفسم،از تنم تویی

مادر شدم که عاشق بی روز و شب شوم

بوی بهشت و فرصت بوییدنم تویی

در این جهان غرق هیاهو و اضطراب

آرامشم تو فلسفه بودنم تویی

نغمه مستشارنظامی/شهریور 90-کیش

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢۳ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

تقدیم به مادرم در روز تولدش

 

نُه ماه... این صدا چه لطیف است و مهربان

من را کشانده است به دیدار آسمان

نُه ماه سوره سوره برایم می آورد

از آیه های رحمت قرآنیت نشان

نه ماه جرعه جرعه غزل می دهد به من

با این صدای گرم به لحن فرشتگان

نُه ماه سر رسیده به دنیا رسیده ام

پایان چرخ خوردن و آغاز داستان

در ازدحام نور و صدا و هوای سرد

دست مرا بگیر تو ای ماه مهربان

چیزی بگو که اشک بریزم به شوق تو

تنها به عشق توست که دارم به این جهان-

می آیم و به شوق صدای لطیف تو

دل کندم از بهشت و صدای فرشتگان

سی سال با صدای تو دلگرم مانده ام

آرامش منی تو، برایم غزل بخوان

نغمه مستشار نظامی

٢٧/خرداد/٩٠

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢٧ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

تقدیم به صفای همسرم

 

پرنده ای و سبک بال خوش به حال تو...نه؟

رسیده ایم به دریا ولی شمال تو نه!

شمال نیست ولی عطر انزلی دارد

هوای شرجی دریاچه خیال تو نه؟

شمال نیست ولی از شمال می آیند

پرندگان مهاجر به آبسال تو نه؟

به خشکسالی لبخند قطره ای بفرست

از آسمان که مرا دیده در خیال تو نه؟

مرا ندیده کسی جز به یاد چشمانت

به جز به یاد تو و جز دل زلال تو نه!

تو خاطرات زلال جوانیم هستی

منم همیشه همان عشق خردسال تو نه؟

بزرگتر شده ام در پناه دستانت

رسیده تر شده این باع سیب کال تو نه؟

رسیده ام به تو و با تو می پرم تا عشق

برای هر دویمان کافی است بال تو نه؟

نغمه مستشار نظامی

 

تقدیم به عشق مادرم

 

جوان و ساکت و زیبا پرنده دختر شد

پرید و فرصت عاشق شدن میسر شد

پرید و قسمتی از آسمان به نامش شد

نشست و منتظر یک گل معطر شد

گل از تمامی گلهای باغ گل تر بود

دهان بسته اش از لفظ آسمان تر شد

پرنده خنده گل را به فال نیک گرفت

نشست و فاصله اش با بهشت کمتر شد

نشست و بال و پرش را به روی تخم گذاشت

بدون دانه و پرواز هفته ها سر شد

چه جوجه ها قشنگی چه روز زیبایی

شکست تخم سفید و پرنده مادر شد

و جوجه ها که پریدند درد تنهایی

دوباره مونس روز و شب کبوتر شد

 

نغمه مستشار نظامی

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢٦ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()


Design By : Pichak