يك جرعه غزل

دختر آفتاب

مادر آيينه ها

گلم سلام، نمي خواستم پسر باشي!

خدا گذاشته از عشق با خبر باشی

خدا گذاشته تو همدمم شوي در غم

خدا گذاشته تو مادر پدر باشي

 

گلم،قشنگ تري از گل و بهار و بهشت

بشر شدي تو كه از هر فرشته سر باشي

 

خدا تو را به نگاه خودش تبرك كرد

كه از هر آنچه كه خوبست خوبتر باشي

 

ميان دست تو تسبيحي از ستاره گذاشت

كه آفتاب شوي،مژده سحر باشي

 

گلم ،عزيز دلم، دخترم،خدا مي خواست

علي به عرش بياید،تو بال و پر باشي

 

از آسمان به زمين هديه داده شد نورت

كه نور چشم و عزيز پيامبر باشي!

 

نغمه مستشارنظامی

 

نوشته شده در ۱۳۸٦/۳/۱ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()


Design By : Pichak