يك جرعه غزل
یلدا شب بلند غزلهای مشرقی ست
میلاد هر ترانه زیبای مشرقی ست
آهسته می رسند به مقصد ستاره ها
مهتاب گاهواره رویای مشرقی ست
سرما حریف قصه مادربزرگ نیست
دستش لحاف کرسی گرمای مشرقی ست
(از هرچه بگذری سخن دوست خوشتر است)
حافظ دوای روح و مسیحای مشرقی ست
سیب و انار و پسته،شیرین و ترش و شور
طعم اصیل یک شب یلدای مشرقی ست
حالا که دوستان همه جمعند دف بیار
چشم انتظار صد دل شیدای مشرقی ست
یلدا شب یکی شدن آفتاب و ماه
میلاد هر ترانه زیبای مشرقی ست
نغمه مستشارنظامی
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱ساعت
٢:٥٤ ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()
قل قل دیگ قیمه نذری،
غلغله پشت این در چوبی
آه ای قلب کوچکم تو چرا،
باز هم سر به سینه می کوبی؟
دسته ها دسته دسته می آیند،
طبل های عزا بلند شده
ظهر نزدیک می شود کم کم
باز بوی غذا بلند شده
چشم من دسته دسته می گردد
شاید او بین دسته ها باشد
شاید او بین نوحه خوان ها یا
بین این دلشکسته ها باشد
یک نفر بین دسته های عزا
مثل او سخت اشک می ریزد
یک نفر قرنها کنار فرات
اشک حسرت به مشک می ریزد
کوچه احوال دیگری دارد
علم و سنج و نخل و طبل و کتل
نوحه خوان قدیمی مسجد
کربلا را می آورد به محل
کاش می شد به کربلا بروم
برگی از زخم تازه بردارم
بیتی از داغ کهنه بنویسم
تربتی با اجازه بردارم
مانده ام پشت این در چوبی
خانه ام از نگاه او دور است
آسمان را گرفته غربت عشق
ماه در غیبتش چه کم نور است
دیگ نذری به جوش آمده است
نذر هر ساله ام سلامت اوست
آرزویم نماز عاشورا
ظهر موعود،با امامت اوست!
نغمه مستشارنظامی مهر 89/کیش
نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱٩ساعت
۸:۱٩ ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()
تا صبح می خواندی و می گریاندی ام با شعر
می خواندمت بی واژه و می خواندیم با شعر
دور از نگاه مردم بیگانه با احساس
در کوچه باغ عاشقی چرخاندی ام با شعر
هر وقت می دیدی دلم بدجور دلتنگ است
با حرفهای تازه می خندادی ام،با شعر
با شعر یا بی شعر، با لبخند یا با اشک
یک شاپرک بودم که می سوزاندیم با شعر
می سوختم ،می باختم،می ساختم با درد
می خواندیم در قصه و می راندیم با شعر
راندی مرا از آن بهشت آرزو با سیب
ای کاش یک بار دگر می خواندیم با شعر
نغمه مستشارنظامی/1389
نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱۱ساعت
۱٢:۳٩ ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()
| Design By : Pichak |
