يك جرعه غزل
تقدیم به صفای همسرم
پرنده ای و سبک بال خوش به حال تو...نه؟
رسیده ایم به دریا ولی شمال تو نه!
شمال نیست ولی عطر انزلی دارد
هوای شرجی دریاچه خیال تو نه؟
شمال نیست ولی از شمال می آیند
پرندگان مهاجر به آبسال تو نه؟
به خشکسالی لبخند قطره ای بفرست
از آسمان که مرا دیده در خیال تو نه؟
مرا ندیده کسی جز به یاد چشمانت
به جز به یاد تو و جز دل زلال تو نه!
تو خاطرات زلال جوانیم هستی
منم همیشه همان عشق خردسال تو نه؟
بزرگتر شده ام در پناه دستانت
رسیده تر شده این باع سیب کال تو نه؟
رسیده ام به تو و با تو می پرم تا عشق
برای هر دویمان کافی است بال تو نه؟
نغمه مستشار نظامی
تقدیم به عشق مادرم
جوان و ساکت و زیبا پرنده دختر شد
پرید و فرصت عاشق شدن میسر شد
پرید و قسمتی از آسمان به نامش شد
نشست و منتظر یک گل معطر شد
گل از تمامی گلهای باغ گل تر بود
دهان بسته اش از لفظ آسمان تر شد
پرنده خنده گل را به فال نیک گرفت
نشست و فاصله اش با بهشت کمتر شد
نشست و بال و پرش را به روی تخم گذاشت
بدون دانه و پرواز هفته ها سر شد
چه جوجه ها قشنگی چه روز زیبایی
شکست تخم سفید و پرنده مادر شد
و جوجه ها که پریدند درد تنهایی
دوباره مونس روز و شب کبوتر شد
نغمه مستشار نظامی
| Design By : Pichak |
