يك جرعه غزل

با سلام به  همه دوستان عزیزم
به ویژه
 پریسای مهربانم که همیشه دوست است و همدل
و طناز عزیزم که خواهر است و آرام دل
غزلی رو تقدیم به همه آنانی می کنم که می دانند : مرگ پایان کبوتر نیست!


اگر تن تو درخت تناوری باشد
که آشیانه امن کبوتری باشد


اگر که قطره خون تو در رگی دیگر
شبیه ماهی سرخ شناوری باشد


و یا دو چشم تو چشم امید دخترکی
برای دیدن دنیای بهتری باشد


اگر که با ریه ات ساده تر نفس بکشد
کسی که در نفسش عطر سنگری باشد


چه قدر شاد به خوابی سپید خواهی رفت
اگر که قلب تو در قلب مادری باشد


چه سرنوشت قشنگیست رفتنت راهی
به سمت زندگی سبز دیگری باشد


تنی که خاک شود بهتر است یا جسمی

 که شاخ و برگ درخت تناوری باشد

نغمه مستشارنظامی/بهار ۸۷

نوشته شده در ۱۳۸٧/٢/۱٩ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()


Design By : Pichak