يك جرعه غزل
سلام
۱- دو سال است که دوست شاعرم نجمه زارع در بین ما نیست،سر سفره های افطارمان به یادش باشیم.
۲-هفته دفاع مقدس گرامی باد.
۳- یک غزل جدید
تو که رفتی درست مثل خودت.من که ماندم درین هیاهو ها
خستگی،اضطراب و دلتنگی،کرده من را شبیه ترسوها!
ترس،این ترس لعنتی نگذاشت،که شبی مثل تو به شط بزنم
مثل شنهای ساحل شرجی ،مثل لنج سیاه جاشوها
بی خبر از توآم،کسی دیگر،از من از حال تو نمی پرسد
کو،کجا رفته ها تمام شده... شکر ساکت شدند کوکوها!
یادگار از تو در دلم کم نیست،یاد کوتاه روزهای قشنگ
سبز مثل حیاط کوچکمان،صورتی مثل بوی شب بوها
صورتی چون لباس دخترمان که نشسته به روی شانه تو
توی عکس قدیمی اش دارد،گوشواری از آلبالوها!
یادگار از تو در دلم کم نیست!
دو النگو،طلای سرخ جنوب،حلقه ای که به جان من بسته ست
اگر از من خدا قبول کند،نذر برگشتنت النگو ها!
نغمه مستشارنظامی/کرج/شهریور ۱۳۸۶
برخیز دلا که دل به دلدار دهیم
جان را به جمال آن خریدار دهیم
این جان و دل و دیده پی دیدن اوست
جان و دل و دیده را به دیدار دهیم
(سایه)
ضمن تبریک به مناسبت فرا رسیدن نیمه شعبان
یک غزل جدید تقدیم به موعود:
گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی
از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی
گاهی اگر در چاه مانند پدر آه
اندوه مادر را حکایت کرده باشی
گاهی اگر زیر درختان مدینه
بعد از زیارت استراحت کرده باشی
گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا
آیینه ای را غرق حیرت کرده باشی
در سالهای سال دوری و صبوری
چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی
حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند
گاهی نمازی را امامت کرده باشی
یا در لباس ناشناسی در شب قدر
از خود حدیثی را روایت کرده باشی
یا در میان کوچه های سرد و تاریک
نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی
پس بوده ای و هستی و می آیی از راه
تا حق دلها را رعایت کرده باشی
پس مردمکهای نگاه ما عقیمند
تو بوده ای بی آنکه غیبت کرده باشی!
نغمه مستشار نظامی کرج/۱۳۸۶
مائیم که تا مهر تو آموخته ایم
چشم از همه خوبان جهان دوخته ایم
هر شعله کز آتش زنه ی عشق جهد
در ما گیرد از آنکه ما سوخته ایم
مولانا
| Design By : Pichak |
