يك جرعه غزل

در کار عشق مرحله قرب و بعد نیست....

(حافظ)

غزلی تقدیم به مادرم که

همه راز و رمز مادر بودن را می داند

و به من آموخت  باید پرنده بود

باید پرید...تا اوج آسمان

بدون هیچ ترس و واهمه ای...

وقتی که با نگاه تو می بینم،وقتی تو در تمام تنم هستی

از راه های دور نمی ترسم،هر جا تو را صدا بزنم هستی

در هر زمان برای تو دلتنگم، کافیست سمت آینه برگردم

خورشید من: تو با همه نورت،در ذره ذره بدنم هستی

خورشید می درخشد و نورش را،از راهِ دور ریخته بر مهتاب

پس در هر آن کجا که تویی هستم،پس در هر آن کجا که منم هستی

بال مرا به معجزه پرواز،وقتی که بالهای تو بالا برد

از آشیانه پر نزدن ظلم است،وقتی تو بالِ پر زدنم هستی

هر جا که یاد توست وطن آنجاست،در قلب من،درآینه چشمم

حُسن پرنده بودن من اینست،تو آسمان من، وطنم هستی

نغمه مستشار نظامی/بهار ۸۶

 

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/۱٧ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

دوستان عزیزم سلام

امیدوارم ماه دوم بهار را با شادی و سر سبزی آغاز کرده باشید

یک غزل جدید تقدیم به بهار و بهاری ها:

نسیمی آمد و گلبرگها تکان خوردند

بهار از همه دختران جوان تر بود!

صدای روشن گنجشکها خبر می داد

که از سه خواهر خود نیز مهربان تر بود!

نسیمی آمد و رقص شکوفه ها در باد

به طبع شاعری خاک ناخنک می زد

و از شنیدن صدها هزار شعر لطیف

نگاه شبنم و چشمان آسمان تر بود

اقاقیا غزل تازه خودش را خواند

به ارغوان جوان زیر لب سلامی کرد

اگر چه طبع صنوبر ظریف بود ولی

بنفشه از همه در عشق نکته دان تر بود!

بنفشه شعر نخواند و سکوت کرد ولی

به روی دفتر گلبرگ خود کبود نوشت:

کسی که سرخ ترین شاه بیت را نوشید

شقایقی ست که بی نام و بی نشان تر بود!

شقایقی که نخستین سلام سرخش را

به پیش پای نسیم بهار فرش انداخت

شقایقی که غزلهای عاشقانه او

به روی دفتر گلبرگهای پرپر بود!

نغمه مستشار نظامی/اردی بهشت ۸۶

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/٥ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()


Design By : Pichak