يك جرعه غزل

چه مقدار خون در ازل خورده باشم      كه بر خاكم آيي و من مرده باشم؟     (بيدل)

چه مقدار خون خورده باشد غروب

كه پيش از سحر مرده باشد غروب؟

چه مقدار آيينه ريز ريز؟

گمانم كه نشمرده باشد غروب!

گمانم كه بر دوش خود بي كفن

تنت را خدا برده باشد غروب

چه كرده ست با خيمه آفتاب

كه از شعله آزرده باشد غروب؟

چه كرده ست سر بر سر خيزران

كه قرآن به سر برده باشد غروب؟

خدا خواست با ياد آن ظهر سرخ

ازآغاز افسرده باشد غروب

زمين ناز خورشيد را مي كشيد

مبادا كه پژمرده باشد غروب!

نغمه مستشار نظامي/كرج محرم ۱۳۸۶

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱۱/۳ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()


Design By : Pichak