يك جرعه غزل

 تقديم به ام البنين(س)

زنی شبيه خودش عاشق،زنی شبيه خودش مادر

سپرده بر صف آيينه دو باره آينه ای ديگر

 

دوباره داغ به روی داغ ، دوباره درد به روی درد

کبوتران بدون بال ، کبوتران بدون پر

 

تمام مرثيه ها گفتند: به پای دست تو می افتند

که در مقابل چشمانی ،عطش گرفته و ناباور

 

زنی دو بازوی خونين را بلند کرده و می گويد

دو دست ماه بنی هاشم ، فدای زاده پيغمبر

 

زنی چونان که شجاعت را چو شير داده به فرزندان

به آستان تو آورده چهار شير چونان حيدر

 

چهار شير که می غرند،چهار شير که می جنگند

چهار شير که می آيند، چهار دسته گل پرپر

 

چهار دسته گل پرپر، چهار آينه ديگر

ستاره اند؟نه روشن تر،فرشته اند ؟ نه زيباتر

 

زنی که داغ پسر دارد، دوباره داغ دگر دارد

چه قدر خون به جگر دارد،زنی بدون پسر، مادر

نغمه مستشارنظامی

 

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٠/٢٤ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

و باز عاشورا... و باز آینه های شکسته در صحرا... و باز بوی غریبی که می وزد از شرق...

مولای خراسان این روزهای سرخ بر شما تسلیت باد...

آسمان خم شده تا بوسه زند مويش را

ماه ديده ست درآيينه او رويش را

 

تشنه لب آمده آورده به قربانگاهت

گردن عاشق هفتاد و دوآهويش را

 

لاله با ياد تو از جام تهي مي نوشد

چشم نرگس به تو مديون شده سوسويش را

 

آسمان مشك به دندان مهي خواهد داد

كه زمين پل زده بر دجله دو بازويش را

 

خنجر و حنجره سرخ تو (وافريادا...)

آه اي خاك به ما هم برسان بويش را!

ماه دركاسه خون خون خدا در صحرا

آسمان خم شده تا بوسه دهد مويش را

 

نغمه مستشار نظامی

 

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٠/٢٤ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()


Design By : Pichak