يك جرعه غزل

غزلی تقدیم به آنها که رفتند...

                          و آنها که صبورانه ماندند

پدرت بی صدا صدايم زد،پدرم گفت: روسپيد شدی
عکست انگار لحظه ای خنديد،بعد ناگاه ناپديد شدی

هشت سال سپيد آمد و رفت،موی من رنگ موی مادر شد
هشت سال سپيد من بودم،تو ولی قاب عکس عيد شدی

آه يادش به خير يادت هست،اولين عيد اولين ديدار
مادرم تا رسيد سرخ شدم،مادرت آمد و سپيد شدي

عيد دوم چه عيد خوبی بود،عطر نارنج،هفت سين،باران
و تو آن شاهزاده ای که مرا از بلندای شاخه چيد شدی

سالها،سالهای پی در پی،آمد و رفت،آمدم،رفتی
يک نفر گفت:باز منتظری؟ديگری گفت: نا اميد شدی؟!

نا اميدم نکن قرار شده عيد هشتم کنار هم باشيم
هشت سال سپید طول کشيد،تا که باور کنم شهيد شدی!

نغمه مستشار نظامی

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱/٢٠ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()


Design By : Pichak