يك جرعه غزل


سحرگه رهروي در سرزميني
همي گفت اين معما با قريني
كه اي صوفي شراب آنگه شود صاف
كه در شيشه برآرد اربعيني
...حافظ
و
چهل مصرع
:!
تو باغي و لاله همنشين تو شده
قرباني چشم نازنين تو شده
بر سبزي تو گواه محكم تر ازين؟
آغاز بهار اربعين تو شده
اي كاش كبوتري به كويت باشم يا شانه شوم زينت مويت باشم باباي تو باباي پرستوها شد بگذار رقيه جان عمويت باشم ! بگو آب چه شد؟ چل روز گذشته ست عمو آب چه شد؟ خشك هنوز هم گلو آب چه شد؟ اي آب تو با عموي من بد كردي اي رود به من بگو سايه سبز سيد و سالار استسردار استسيب سرخ در سفره عيد تبدار است! سين سين رنگ چهل غروب بي هفتاد و دو امسال بهار هفت سين ! دنبال تو مي دود زمين سينه زنان از عاشورا به اربعين سينه زنان مي گفت عزادار تو را مي بخشند وقتي كه رسيد هفت سين سينه زنان ‘ اربعين آماده ست! در جام بهار جوششي افتاده ست خون تو به خاك رنگ رويش داده ست آن كهنه شراب صاف در شيشه عشق بر سفره عيد 1384-كرج نغمه مستشار نظامي اسفندماه آغاز بهار اربعين زيباتر تلميح نديده ام ازين زيباتر خون تو به سيب سرخ رونق داده ست غلطيده به روي هفت سين زيباتر زيباتر از آنكه زينب كبري ديد كوچشم نهان بين كه حقيقت را ديد خنجر به گلوي تو فرود آمد و خون هر قطره چكيد نامي از دريا ديد
هرقطره خون تو نهالي سبز است
دل بي تو شبيه سيب كالي سبز است
سالي كه تو مهمان بهارش باشي
از يمن قدمهاي تو سالي سبز است
سالي ست نكو كه دل نكوتر باشد
چشم از هيجان عشق او تر باشد
آغاز بهار اربعين است و دلم
اي كاش به گنبدت كبوتر باشد
( ده رباعي) در اربعين بهارجاويد


با سلام و تبريک پيشاپيش نوروز
غزلی تقديم به امير المومنين
آن صبح سراسر هيجان خواند اذان را
انگار که می ديد نماز پس از آن را
قد قامت... قد قامت... قد قامت ديدار
در حی علی خير عمل ديد نهان را
تسبيح به دست چپ و قرآن به کف راست
آماده که تسليم نمايد سر و جان را
اين عطر صلات است؟ نه عطر صلوات است
خوشبو به گل نام نبی کرد دهان را !
اکنون به نماز آمده اين مرد تر از مرد
انگار که در دست گرفته ست زمان را
آن سايه که شمشير کشيده ست نديده ست
در پشت سر عشق جهانی نگران را
اين سجده همان سجده سرخ است که بايد
از قدر تو لبريز نمايد رمضان را
محراب به خون شسته شد و مسجد کوفه
از حادثه ای سرخ خبر داد جهان را!
نغمه مستشار نظامی
| Design By : Pichak |
