يك جرعه غزل
تقديم به راوک
سپيد: تور سپيدی که بر سرم زده ای
سپيد مثل گلی که به دفترم زده اي
سپيد مثل شکوفه،شکوفه های سپيد
که دانه دانه به اعماق باورم زده ای
به واژه های غريبم سپيده پاشيدی
سپس به آينه های برابرم زده ای
سپس تمام نفسهای مهربانت را
در امتداد نفسهای آخرم زده ای
سلام صبح قشنگت به خير آرامش
که سر به دلهره های مکررم زده ای
صدای باد... نه! آيا درست می شنوم؟
چه اتفاق سپيدی!تو بر درم زده ای!
چه اتفاق سپيدی! سپيد يعنی اين
کبوتری که به قلب کبوترم زده ای
نغمه مستشار نظامی
نوشته شده در ۱۳۸٤/۱/٢٩ساعت
٤:۱٩ ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()
| Design By : Pichak |
