يك جرعه غزل
دوستان عزيزم سلام
اميدوارم که شاد و سلامت باشيد
اينجا که هوا حسابی سرد شده
و
شب يلدای امسال را با غزلی تقديم به تو و سازهايت به صبح می رسانم:
صدای ساز می آيد، صدای ساز تو از دور
بزن! چه سوز غريبی! غمی که حل شده در شور
غمی که حل شده در شور و شور حل شده در عشق
که شور هم قدم عشق پا گذاشت به ماهور
بزن که خوب زدی بر دلم،دلم،دل عاشق
بزن درست زدی بر دلم،دلم ،دل مغرور
بزن که ساز تو و لحن آشنای تو انداخت
پرنده غزلم را به يک ترانه در اين تور!
همين پرنده که معجون سازهای جهان را
برای روز و شبش کرده است دست تو مامور:
به وقت شادی سبز ترانه:نغمه گيتار
زمان رقص غزل در بهشت:زخمه تنبور
صدای زخمه تنبور،شور،نغمه گيتار
به رقص آمده ام باز پا به پای تو در نور
نغمه مستشار نظامی/پاييز ۸۳
اميدوارم که شاد و سلامت باشيد
اينجا که هوا حسابی سرد شده
و
شب يلدای امسال را با غزلی تقديم به تو و سازهايت به صبح می رسانم:
صدای ساز می آيد، صدای ساز تو از دور
بزن! چه سوز غريبی! غمی که حل شده در شور
غمی که حل شده در شور و شور حل شده در عشق
که شور هم قدم عشق پا گذاشت به ماهور
بزن که خوب زدی بر دلم،دلم،دل عاشق
بزن درست زدی بر دلم،دلم ،دل مغرور
بزن که ساز تو و لحن آشنای تو انداخت
پرنده غزلم را به يک ترانه در اين تور!
همين پرنده که معجون سازهای جهان را
برای روز و شبش کرده است دست تو مامور:
به وقت شادی سبز ترانه:نغمه گيتار
زمان رقص غزل در بهشت:زخمه تنبور
صدای زخمه تنبور،شور،نغمه گيتار
به رقص آمده ام باز پا به پای تو در نور
نغمه مستشار نظامی/پاييز ۸۳
نوشته شده در ۱۳۸۳/٩/۳٠ساعت
۳:۳۸ ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()
دوستان خوبم سلام
امیدوارم که روزهای بارانی پاییزی خوبی داشته باشید
این هم یک غزل پیوسته بهاری تقدیم به همسر عزیزم
تو شاه،من ملکه،قصرمان: تمام زمين
و تاجمان :گل نرگس،چه چيز بهتر از ين؟
حکومت من و تو حاکميت عشق است
حکومت من و تو،اين وظيفه سنگين
تو شاه باش و بگو با تو و دلم چه کنم؟!
تو شاه باش و بيا در کنار من بنشين
تو شاه باش و هميشه خبر بگير از عشق
برای خستگيَم بال و پر بگير از عشق
تو شاه باش ولی پيش از آنکه حکم کنی
نگاه کن به دل من،نظر بگير از عشق!
نگاه کن به دلم،بيشتر حکومت کن
نگاه کن به دلم،بيشتر بگير از عشق!
...
بيا که لحن غزل باز عاشقانه شود
دهان سادگی من پر از ترانه شود
تو حکم کن همه فصل ها بهار شوند
و شاخه های درختان پر از ترانه شود
تو حکم کن که درخت هميشه سبز دلم
برای گنجشکان غرق آشيانه شود
عزيز اين ملکه شاعر است،شاعر توست
و قرنهاست که در آسمان معاصر توست
به دوش کوله ای از عشق و شعر می آيد
به پيشواز بيا مهربان،مسافر توست
به سمت دست تو می آيد از تمام جهان
پرنده ای که بهار و خزان مهاجر توست
حکومت من و شاهم حکايت عشق است
و قصر کوچکمان کاخ خلوت عشق است
جه قدر عقل برايم نوشت،خواند،نوشت
چه قدر عقل...گمانم که نوبت عشق است!
من و تو ما شده ايم اين نهايت من و توست
من و تو ما شده ايم اين نهايت عشق است!
....
هزار بار برای تو می کنم اقرار
که دوستت دارم پادشاه من بسيار
بيا کنار درختان کمی قدم بزنيم
که روزهای جوانی نمی شود تکرار!
چهار فصل کنار تو قاصد عشق اند
بهار عاشقمان کرد، زنده باد بهار!!!
نغمه/کرج/۱۳۸۳
نوشته شده در ۱۳۸۳/٩/۸ساعت
۱:٢٢ ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()
| Design By : Pichak |
