يك جرعه غزل
شما را به خواندن يک غزل دعوت می کنم:
باور کنيد کوفه فراگير می شود
صبر زمين تمام شده دير می شود
تا کی پر از هر آنچه به جز مهر .دستها؟
کی خوابهای گمشده تعبير می شود؟
حتی کبوتران به قفس خو گرفته اند
اسب سفید توست که زنجیر میشود!
هرکس شبیه تر به تو : جرمش عظیم تر
هرکس در انتظار تو: تکفیر می شود
گفتند می رسی تو و بعد از هزار سال
آن خوابهای گمشده تعبیر میشود
چشمم به شوق ديدن چشم تو باز شد
يعنی بدون آمدنت پير می شود؟
آيا شنيده ايد که درد آشنای عشق
تسليم نا مرادی تقدير می شود؟!
اين روزها وجود عزيزت ضروری است
اين روزها که کوفه فراگير می شود
نغمه مستشار نظامی/کرج/۱۳۸۳
اين روزها گاهی حس ميکنم که کوفه فراگيرتر شده!
يک غزل تقديم به مولا
گل داد بذر سجده و دنيا دو نيمه شد
وقتی که فرق حضرت مولا دو نيمه شد
شمشير آب ديده به دريا نمی رسد
سحر عصا کجاست که در يا دو نيمه شد؟
در انتظار زائر تنها و خسته اش
قبر غريب حضرت زهرا دو نيمه شد!
پشت درختهای دو عالم خميده باد
وقتی تن تناور طوبی دو نيمه شد!
انگار ذکر سجده مولا عوض شده
سبحان رب... فزت...و اعلی...دونيمه شد
شب زوزه می کشيد و دل تنگ عاشقان
با رای اکثريت آرا دو نيمه شد-
نيمی ميان کوفه و نيمی که سالهاست
در امتداد غيبت کبری دو نيمه شد
خون بر خطوط کوفی محراب سجده کرد
فرقی دو نيمه...وای نه دنيا دو نيمه شد!
...........
و يک غزل هم تقديم به همسرم
سکوت سهم عزيزيست تا دلش را من...
تمام آينه های مقابلش را من...
سکوت سهم عزيزيست تا لب دريا
نشسته باشد و شنهای ساحلش را من...
صدای قلبش آرام قلب من باشد
به خنده ساده کنم هر چه مشکلش را من!
که آفتاب شود خانه دلم را او
که ماهتاب شوم چشم و منزلش را من
چه قدر پاک و صميمی که قابل من را...
چه قدر صاف شدم تا که قابلش را من...
سکوت هم که کند با نگاه خواهم خواند
هزار راز نهان خانه دلش را من!
نغمه/۱۳۸۳
| Design By : Pichak |
