يك جرعه غزل

تقدیم به راوک و چشمهایش

چه جمله ای که مکان و زمان نمی خواهد
به هر زبان که بگويی ... زبان نمی خواهد!
چه جمله ايست که از تو برای اثباتش
به جز دو چشم دليل و نشان نمی خواهد
چه جمله ايست که وقتی شنيدم از دهنت
دلم به جز دل تو همزبان نمی خواهد
ستاره ها همه دور مدارشان باشند
تو ماه من شده ای! کهکشان نمی خواهد!
تو ماه من،پر پرواز من شدی باتو
پر از پرنده شدن آسمان نمی خواهد
نگاه کن! قلمم مثل چشم تو شده است
برای گفتن حرفش دهان نمی خواهد!
حدیث ما همه در جمله ای خلاصه شده
که (دوستت دارم) داستان نمی خواهد!
که (دوستت دارم) یعنی که (دوستت دارم!)
که (دوستت دارم) امتحان نمی خواهد!!!

نغمه
نوشته شده در ۱۳۸۳/٧/٢٥ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

سلام

احوال شما؟ ميلاد موعود مبارک

اين غزل هم تقديم به تو  همسر و همراه مهربانم

 

چه چيز در غزل نيمه کاره ام گل کرد

که نام خوب تو روی ستاره ام گل کرد

 نگاه کردی و در من هزار گل روييد

نگاه کردی و ذوق دوباره ام گل کرد!

 به يمن گرمی دست تو سبز شدـ روييد

درخت ياس که با يک اشاره ام گل کرد

 درخت ياس که عطر تو در مشامش بود

به روی موی من و گوشواره ام گل کرد

 چه چيز در غزلم ريختی که صدها بار

طنين نام تو در استخاره ام گل کرد

 صدای زيبايت تعبير خوابهايم بود

که عشق من به تو از گاهواره ام گل کرد

 هزار سال دگر  يک فرشته خواهد ديد

که نام خوب تو بر سنگواره ام گل کرد

 نغمه/کرج/۱۳۸۳

نوشته شده در ۱۳۸۳/٧/۱۳ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

سلام
فرارسيدن مهر ماه رو به همه شما مهربانان و مهر آفرينان تبريک ميگم
و يک غزل تقديم می کنم به راوک مهربانم:

بی تو حس مي کنم نفسهايم،ميله های ضخيم زندانند
مگر اين لحظه های تنهايی،چيزی از عشقمان نمی دانند؟!

لحظه ها ، لحظه های زندان بان،اشکهای مرا نمی بينند؟
چشمها،چشمهای جز تو غريب،شعر های مرا نمی خوانند؟

تو ولی خوب خوب می دانی،که کجا،کِی،چرا دلم تنگ است
که کجا،کِی،چرا غزلهایم ،بی بهارند،بی زمستانند

تو خودت خوب خوب می دانی،بی تو هر لحظه مثل یک قرن است
واژه ها بی بهار،بی باران،شعرها بی پرنده،بی جانند

دوستت دارم و نمی خواهم، لحظه ای جز کنار تو باشم
تو که دور از منی نفسهایم،میله های ضخیم زندانند!

نغمه مستشار نظامی/۱۳۸۳
نوشته شده در ۱۳۸۳/٧/٢ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()


Design By : Pichak