يك جرعه غزل

سلام

و باز هم از بانو

تقديم به زهرای مهربان و مادرش خديجه کبری(س)

 

ميان کوچه ها عطر گل و کافور می آيد

محمد(ص) دخترم از راه خيلی دور می آيد

صدای نالهء خاک است اين يا شادی افلاک

نوای تو‌آم سوز نی و تنبور می آيد

محمد سخت دلتنگم برای حزن لبخندش

به سمت مادر امشب ـچشم دشمن کورـ می آيد

بميرم دخترم اين خاکيان بد با تو تا کردند

نفهميدند از تو آيه های نور می آيد

 

بميرم دخترم بازوی تو تاريخ را لرزاند

صدای ناله ات قلب سياه ميخ را لرزاند

 

علی امشب قدم در کوچه ها بگذار آهسته

گل پژمرده ات را از زمين بردار آهسته

به دور از چشم فرزندانت امشب بی کس و تنها

قيامت را ببين بين در و ديوار آهسته

قيامت را ببين در اين نگاه رو به خاموشی

قيامت را ببين در اين گل تب دار آهسته

علی جان دخترم را ،نور چشم خاندانم را

ببر در خاک پنهان کن ولی بسيار آهسته!

قدم در کوچه دلتنگيت بگذار آهسته

بياور اين امانت را به ما بسپار آهسته

بميرم دخترم بازوی تو تاريخ را لرزاند

صدای ناله ات قلب سياه ميخ را لرزاند

نغمه مستشار نظامی

 

نوشته شده در ۱۳۸۳/٤/۳۱ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

با سلام و معذرت بابت تاخير

اين روزها يه کم سرم شلوغه

اميدوارم که همه شما خوب و شاد و سلامت باشيد

يک غزل تقديم به بانوی مهربان ياسها و نسترن ها به اين اميد که لحظه ای  و لمحه ای سبزی نگاهشان شامل حالمان شود...آمين!

 

تمام درد من از اين غم است بانو جان

که هر چه از تو بگويم کم است بانو جان

 

چه دور مانده ام از آفتاب چشمانت

بگير دست مرا! سردم است بانو جان!

 

جهان هميشه همين بوده است با اين حال

هنوز مساله ای مبهم است بانو جان-

 

که ميخ پهلوی خورشيد را چگونه شکافت

که پشت ماه از آن شب خم است بانو جان

 

تو را به دوش گرفته ست در سکوتی تلخ

که چاه حتی نامحرم است بانو جان

 

به زير خاک تو را مثل گنج پنهان کرد

کدام خاک؟ خدا اعلم است بانو جان

 

زمين هنوز پر از خاکهای دور از توست

بگير دست مرا ! سردم است بانو جان!

 

نغمه/فروردين ۱۳۸۱/کرج

نوشته شده در ۱۳۸۳/٤/۱٤ساعت ۳:٥٠ ‎ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()


Design By : Pichak