يك جرعه غزل

يک رباعی تقديم به کوچکترين بزرگ کربلا

 

وقتی گل ناشکفته پر پر می شد

با خون گلو گلوی او تر می شد

اين معجزه مسيح عاشورا بود

در دست پدر پسر کبوتر می شد!

 

و يک غزل تقديم به مادر چهار دسته گل پرپر ام البنين (س)

 

زنی شبيه خودش عاشق،زنی شبيه خودش مادر

سپرده بر صف آيينه دو باره آينه ای ديگر

دوباره داغ به روی داغ ، دوباره درد به روی درد

کبوتران بدون بال ، کبوتران بدون پر

تمام مرثيه ها گفتند: به پای دست تو می افتند

که در مقابل چشمانی ،عطش گرفته و ناباور-

زنی دو بازوی خونين را بلند کرده و می گويد:

دو دست ماه بنی هاشم ، فدای زاده پيغمبر

زنی چونان که شجاعت را چو شير داده به فرزندان

به آستان تو آورده چهار شير چونان حيدر

چهار شير که می غرند،چهار شير که می جنگند

چهار شير که می آيند، چهار دسته گل پرپر

چهار دسته گل پرپر، چهار آينه ديگر

ستاره اند؟نه  روشن تر،فرشته اند ؟ نه زيباتر

زنی که داغ پسر دارد، دوباره داغ دگر دارد

چه قدر خون به جگر دارد،زنی بدون پسر، مادر!

 

نغمه مستشار نظامی

 

در پناه حق پاينده و عاشق باشيد

 

نوشته شده در ۱۳۸۳/۱۱/٢۸ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()


Design By : Pichak