يك جرعه غزل

اگر یک صندلی در کوپه آخر نگه داری

قطاری را فقط یک ساعت دیگر نگه داری

 

اگر یک ساعت دیگر،کنار کوپه آخر

نگاه مهربانت را به سمت در نگه داری

 

اگر وقتی کبوتر ها به گنبد بال می سایند

برای بال پروازم فقط یک پر نگه داری

 

دلم می سوزد و می سازد از خون جگر بالی

اگر تو آتشم را زیر خاکستر نگه داری

 

اگر شعری برایت باشم و شعر جدیدم را

بخوانم،بشنوی،در گوشه دفتر نگه داری

 

اگر نام مرا در بین مشتاقان دیدارت

به عنوان کنیز حضرت مادر نگه داری

 

اگر قسمت شود پای پیاده می رسم،باشد

مرا وقت شفاعت در صف محشر نگه داری

«نغمه مستشار نظامی»

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۳ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

 

صد و چهارده سوره را آیه آیه

بخوان صوت و لحنت غریب و حزین است

بخوان بر سر نیزه بر دوش طوفان

که تفسیر چشم تو عین الیقین است

 

صد و چهارده سوره منزل به منزل

بخوان بر مزار شهیدان بی سر

بخوان ساقی سبز مستان بی دست

بخوان ای خُم سرخ جوشان بی سر

 

صد و چهارده سوره را جرعه جرعه

بنوشان به لب تشنگان ابن کوثر

بخوان آیه هَل اتی، ابن مولا

حدیث کسا را بخوان ابن کوثر

 

صد و چهارده سوره را ختم کن تا

رقیه سرت را به دامان بگیرد

بخوان تا که زینب درین کُنج غربت

برای سرت ختم قرآن بگیرد

 

بخوان تا بخوانم،بخوان تا بگریم

بخوان تا بسوزم،بخوان تا بمیرم

فدای سرت جمله سرهای عالم

بخوان تا غزل-نوحه از سر بگیرم

 

نغمه مستشار نظامی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

چه جمله ای که مکان و زمان نمی خواهد
به هر زبان که بگویی ... زبان نمی خواهد!
چه جمله ایست که از تو برای اثباتش
به جز دو چشم دلیل و نشان نمی خواهد
چه جمله ایست که وقتی شنیدم از دهنت
دلم به جز دل تو همزبان نمی خواهد
ستاره ها همه دور مدارشان باشند
تو ماه من شده ای! کهکشان نمی خواهد!
تو ماه من،پر پرواز من شدی با تو
پر از پرنده شدن آسمان نمی خواهد
نگاه کن! قلمم مثل چشم تو شده است
برای گفتن حرفش دهان نمی خواهد!
حدیث ما همه در جمله ای خلاصه شده
که (دوستت دارم) داستان نمی خواهد!
که (دوستت دارم) یعنی که (دوستت دارم!)
که (دوستت دارم) امتحان نمی خواهد!!!

نغمه مستشار نظامی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۸ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

 

هرگز نخواستم که بگویم تو را چقدر..

عاشق شدم!چه وقت!چگونه!چرا!چقدر!

هرگز نخواستم که بگویم نگاه تو ،

از ابتدای ساده این ماجرا چقدر-

من راشکست،ساخت،شکست و دوباره ساخت

من را چرا شکست،چرا ساخت یا چقدر!

هرگز نخواستم به تو عادت کنم ولی

عادت نبود،حسی از آن ابتدا چقدر-

مانند پیچکی که بپیچد به روح من-

ریشه دواند و سبز شد و ماند تا....چقدر-

 تقدیر را به نفع تو تغییر می دهند

اینجا فرشته ها که بدانی خدا چقدر-

خوبست با تو،با همه بی وفاییت

قلبم گرفته است،نپرس از کجا،چقدر!

قلبم گرفته است سرم گیج می رود

هرگز نخواستم که بدانی تو را چقدر...

نغمه مستشار نظامی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٧ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

یلدا شب بلند غزلهای مشرقی ست

میلاد هر ترانه زیبای مشرقی ست

          

آهسته می رسند به مقصد ستاره ها

مهتاب گاهواره رویای مشرقی ست

 

سرما حریف قصه مادربزرگ نیست

دستش لحاف کرسی گرمای مشرقی ست

 

(از هرچه بگذری سخن دوست خوشتر است)

حافظ دوای روح و مسیحای مشرقی ست

 

سیب و انار و پسته،شیرین و ترش و شور

طعم اصیل یک شب یلدای مشرقی ست

 

حالا که دوستان همه جمعند دف بیار

چشم انتظار صد دل شیدای مشرقی ست

 

یلدا شب یکی شدن آفتاب و ماه

میلاد هر ترانه زیبای مشرقی ست

 

نغمه مستشارنظامی

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۳٠ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

به نام خدا

 

       السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین " ع"

 

بگو ستاره نتابد ، پرنده پر نزند

که عاشقانگی ات را ، کسی نظر نزند

 

صدای شیهه ی اسبان بی سوار ، ای کاش

نمک به قلب پر از زخم ، بیشتر نزند

 

به پیشواز شهیدان فرشته ای آمد

به گاهواره ی اصغر ، بگو که سر نزند

 

عموی تشنگی آمد ، سپر بیاور عشق

که خصم بر تن صد پاره اش دگر نزند

 

اگر چه خیمه ی زینب ، سراچه ی درد است

بگو که لشکر غم بیش از این به در نزند

 

سکوت دشت پس از سور و شادی دشمن

چگونه شعله ی حسرت به هر جگر نزند

 

در آتش غمت اسپند دود کرده دلم

که عاشقانگی ات را ، کسی نظر نزند.

 

                                              "نغمه مستشار نظامی "

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۳ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

برای راوک،صدایش و سکوتش!

 

سکوت می کنی اما خودت که می دانی،برای این زن عاشق صدای تو عشق است

صدای تو،کلمات و حروف،تک تک شان ،قسم به نام لطیف خدای تو عشق است

 

سکوت می کنی اما هنوز می شنوم ،صدای خنده گل را میان لبخندت

همین که گاه نگاهی به من کنی خوب است،هر آنچه واژه بریزم به پای تو (عشق) است

 

سکوت را بشکن واژه سپید صدا،تو را به حرمت آیینه پاس خواهم داشت

سکوت را بشکن با ترنم آواز،نوای روشن و دیر آشنای تو عشق است

 

بخوان به خاطر بغض شکسته قلبم،میان کوچه سرسبز باغهای کرج

اگر چه دورم از آن کوچه باغ ،ساحل هست،که در کنار تو و پابه پای تو عشق است!

 

بخوان که موج صدای تو را مرور کند،که گوشماهی ها تا ابد طنین باشند

هوای شرجی شبهای کیش می فهمد،برای این دل عاشق هوای توعشق است

 

سکوت را بشکن با نگاه پر شورت،سکوت درغزل چشم مست جایز نیست

نه... هیچ چیز نگو با نگاه می خوانم،سکوت حرف ندارد،برای تو عشق است

 

سکوت حرف بزرگی ست در زمانی که ،زمانه پر شده از حرفهای پوشالی

زبان به گفتن آن حرفها نمی چرخد،سکوت ساده و بی ادعای تو عشق است

 

سکوت کن که صدای بهار گل بدهد

 

سکوت می کنی

لبخند می زنم

پلک نزن،یک،دو،سه

زمانه عکاس خوبیست

حتی اگر پلک بزنی

چشمانت را باز نگه می دارد

برعکس عکسها

 

نغمه مستشار نظامی

آبانماه 90-جزیره کیش

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٥ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

آرامشم تو،فلسفه بودنم تویی

چشم و چراغ روز و شب روشنم تویی

زن بودنم به یمن تو تکمیل می شود

احساس مادرانه به نام زنم تویی

شادی تویی که اشک مرا پاک می کنی

لبخند اگر به زندگیم می زنم تویی

نُه ماه روی ماه تو را خواب دیده ام

ماهم تویی که آمدی ای دیدنم،تویی!

زیباترین عروسک دنیا برای من

از خون من،رگم،نفسم،از تنم تویی

مادر شدم که عاشق بی روز و شب شوم

بوی بهشت و فرصت بوییدنم تویی

در این جهان غرق هیاهو و اضطراب

آرامشم تو فلسفه بودنم تویی

نغمه مستشارنظامی/شهریور 90-کیش

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢۳ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

می برم این روزها نام ترا آرام تر

تا بمانم در شمار عاشقان گمنام تر

نیستی فرصت برای درد دل کردن کم است

درد دل باشد برای دردهایی عام تر

درد اول دوری از آیینه و آیینگیست

درد دوم درد دلهایی ازین هم خام تر

کاش گاهی هم به ما سر می زدی هرچند نیست

در میان خستگان از قلب ما ناکام تر

خشک شد لبهای ما با چند ندبه می رسی؟

جان مولا ،ساقی از دست تو شد این جام تر؟!

زیر لب ذکر تو را هر روز و هرشب گفته ام

گفته ای :‌آرامتر،آرامتر،آرامتر!

کاسه شعر مرا از دست عشق انداختی

تکه ای را تر کن از سرچشمه الهام،تر!

می رسی و انتخابی سخت خواهی کرد،آه

بی گمان از عاشقانی بهتر و خوش نام تر

سهم ما... شوق حضور و آبروی انتظار

سهم عاشق های از گمنام هم گمنام تر!

نغمه مستشار نظامی/مرداد 90

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٧ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()

هرگز به من نمی خورد این اتهامها

بی شک به دست باد شکستند جامها

 

وقتی که یک ستاره ندارم چه فایده

هرشب بجای ماه بیاید به بامها

 

قلب به خون تپیده ما را حلال کرد

می خواست اجتناب کند از حرامها

 

شعرم حرام شد که به پای تو ریختم

مانده است ننگ عشق برایم به نامها

 

این قهوه های تلخ کسی را نمی کشند

از بس که زهر ناب چشیدند کامها!

 

گفتند او هنوز به عشق (تو) مبتلاست!

اصلا به من نمی خورد این اتهامها!

 

5/5/90

نغمه مستشار نظامی

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱٤ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ توسط نغمه مستشارنظامی نظرات ()


Design By : Pichak